اثبات گرایی که مبتنی بر تجربه عینی است موجی بود که موجب رشد و توسعه علوم طبیعی گردید و به همین دلیل بسیاری از دانشمندان علوم انسانی به دنبال آن بودند که بتوانند از این روش شناسی در علوم اجتماعی نیز استفاده نمایید .
از آنجائیکه اثبات گرایی بدنبال قوانین ثابت و غیر قابل تغییر است و ماهیت علوم اجتماعی به علت پیچیدگی خاص خود نمی تواند پذیرای چنین روشی باشد. بنابراین پس از بکارگیری علوم اثباتی دانشمندان علوم اجتماعی به دنبال راهی برای برون رفت از این مشکل بودند. آنان متوجه شدند که نظریه های غیر قابل خدشه در علوم اجتماعی قابل استخراج نبوده ، بنابراین در یک تحول درون پارادایمی موجی جدید آغاز شد که ابطال پذیر بودن نظریه ها را مد نظر داشت. البته در علوم طبیعی هم ابطال پذیری موجبات انعطاف بیشتر نظریه ها را به همراه داشت زیرا بسیاری از نظریه های علوم طبیعی با وجود تجربه پذیری و قابلیت آزمایش ابطال پذیر بودند یا در معرض ابطال قرار داشتند از آن قبیل می توان به نظریه ی کپرنیک در ستاره شناسی و قوانین نیوتن در فیزیک اشاره کرد. این موج ضرورت بازنگری برخی از قواعد اثبات گرایی را بدنبال داشت.
اثبات گرایی با استفاده از قواعدی هم چون استقراء و تاکید بر معرفت علمی ناشی از تجربه و عینیت نیاز به بازنگری داشت. در این بازنگری لازم بود برخی قواعد تغییر یابند تا مسیر معرفت علمی باز شود و مسیر پیشرفت علم هموار گردد. بنابراین ابطال گرایان این بازنگری را شروع کردند. آنان ضمن نقد اثبات گرایی این اندیشه را که باید به دنبال قوانین ثابت و غیر قابل تغییر بود را کنار نهاده و به دنبال نظریه هایی بودند که قابل ابطال باشند. بیان گزاره هایی را که قابلیت ابطال نداشته باشند را مانع از معرفت علمی می دانستند.
این مطلب را می توان با نظریه روانشناسی عقده حقارت آدلر روشن کرد. یکی ازاصول اساسی نظریه آدلراین است که اعمال انسان نوعی احساس حقارت است. به عنوان مثال پدری شاهد افتادن فرزندش در درون رودخانه است در کنار رودخانه ایستاده امکان دارد برای نجات بچه وارد رود خانه شود و همچنین امکان دارد هیچ کاری نکند. چنانچه وارد رود خانه شود آدلری ها برای اینکه نشان دهند چگونه نظریه شان تأیید شده است خواهند گفت مسلماً آن مرد به دلیل نیاز غلبه بر احساس حقارت خود خواسته است نشان دهد که با وجود مخاطرات شجاعت لازم را برای رفتن به رودخانه را دارد. اما اگر وارد رودخانه نشود آدلری ها می توانند ادعا کنند نظریه شان تأیید شده زیرا مرد با نشان داد این امر که به رغم مشاهده غرق شدن فرزندش اراده حرکت کردن از لب رودخانه راندارد. که بدون کمترین دغدغه می خواهد بر احساس حقارت خود غلبه کند.اگر این وصف اغراق آمیزشیوه کارنظریه آدلر باشد بنابراین این نظریه ابطال ناپذیر است زیرا با هر نوع رفتارانسان سازگاری دارد بنابراین هیچ چیزی راجع به رفتار انسان به ما نمی گوید (آلن ـ چامرز ـ ص55)اما از این قبیل نظریه های اجتماعی ،روانشناسی و مذهبی که مدعی تبیین همه چیز هستند اما هیچ چیز را تبیین نمی کند زیاد هستند به عنوان مثال این نظرکه در مصائب می توان آن را امتحان یا عقوبت الهی تصور کرد غیر قابل ابطال است نظریه های این چنینی مورد انتقاد ابطال گرایان قرار دارند و معتقد هستند اگر نظریه ای عنوانی اخباری داشته باشد باید خطر ابطال شدن را پذیرا باشد.(آلن ـ چالمرز ـ ص 56)


